لغت نامه دهخدا
رقم کاری. [ رَ ق َ ] ( حامص مرکب ) عمل و شغل رقم کار. علامت گذاری حروف. || نویسندگی. کتابت. || محاسبه. || حکاکی. ( فرهنگ فارسی معین ). رجوع به رقم کار شود.
رقم کاری. [ رَ ق َ ] ( حامص مرکب ) عمل و شغل رقم کار. علامت گذاری حروف. || نویسندگی. کتابت. || محاسبه. || حکاکی. ( فرهنگ فارسی معین ). رجوع به رقم کار شود.
جملات نمونه از منابع مختلف جمع آوری شده است، اگر صحیح نیست یا توهین آمیز است، لطفا گزارش دهید.
💡 اگر به عنوان مثال این رقم ۵۰ دلار در ۴ ساعت اولیه روز کاری باشد، کارگر میتواند در ۴ ساعت باقیمانده روز ۵۰ دلار دیگر تولید کند که این پول به سرمایهداران میرسد.
💡 مریخنوردهای روح و فرصت قرار بود نود روز کار کنند، ولی الان بیش از شش سال است مشغول کار هستند. در طول این مدت، اتفاقهای زیادی روی داد که نزدیک بود آخر کار آنها را رقم بزند. یک بار یک تکه سنگ درون یک بازو گیر کرده بود و دانشمندان هر کاری کردند، نتوانستند آن را خارج کنند، تا این که بهطور اتفاقی، سنگ قِل خورد و از بازو خارج شد. یک بار هم فرصت در یک دشت شنی بوکسواد کرد. یکی از چرخهای روح هم خراب شده و نمیچرخد.