رزما رزما
لغت نامه دهخدا
( رزماً رزماً ) رزماً رزماً. [ رَ مَن ْ رَ مَن ْ ] ( ع ق مرکب ) آهسته آهسته و اندک اندک. ( ناظم الاطباء ).
جمله سازی با رزما رزما
جملات نمونه از منابع مختلف جمع آوری شده است، اگر صحیح نیست یا توهین آمیز است، لطفا گزارش دهید. گزارش محتوای نامناسب
💡 ای بسا رزما که از هر سو سپاه زآب خنجر شعله آذر کشید
💡 جمعیت رزمنده مدافع انقلاب اسلامی یا به اختصار، رزما حزب سیاسی ایرانی با محوریت حسین اللهکرم است که در آذر ۱۴۰۲ اعلام موجودیت کرد.
💡 آن سرباز شجاع در میدانهای جنگ، رزما رزما با دشمن میجنگید تا بتواند آزادی و استقلال سرزمین خود را از چنگال ظالمان نجات دهد.
💡 قهرمان داستان ما، رزما رزما با چالشهای روحی و مشکلات درونی خود دست و پنجه نرم کرد تا در نهایت به آرامش و بلوغ برسد.
💡 شرکتهای بزرگ در بازار رقابتی امروز، رزما رزما با رقبای قدرتمند خود درگیر هستند تا بتوانند سهم بیشتری از بازار جهانی را کسب کنند.