رخنه ساختن

لغت نامه دهخدا

رخنه ساختن. [ رَ ن َ / ن ِ ت َ ] ( مص مرکب ) شکاف یا سوراخ ایجاد کردن. سوراخ پدید آوردن:
یلان سینه را گفت کای سرفراز
به دیوار باغ اندرون رخنه ساز.فردوسی.

فرهنگ فارسی

شکاف یا سوراخ ایجاد کردن سوراخ پدید آوردن.

جمله سازی با رخنه ساختن

جملات نمونه از منابع مختلف جمع آوری شده است، اگر صحیح نیست یا توهین آمیز است، لطفا گزارش دهید.

💡 (پس از ساختن اين ديوار آهنى، ياءجوج وماءجوج ) نتوانستند از آن بالا روند و نتوانستند در آن رخنه اى پديد آورند.

💡 بعدها در ساختن پلی از بسبوهره نام برده شد که می‌گذاشت اعراب تا ژرفای سرزمین ساسانیان رخنه کنند.

💡 در سابق گفتيم: مسلمانان در روزهائى كه اين سورهنازل مى شد، مبتلا به توطئه گرى هاى منافقينى بودند كه درداخل جماعتشان رخنه كرده ب ودند، يك عده ساده لوح هم وجود داشتند كه آنچه را منافقين ويا دشمنان اسلام به منظور واژگونه كردن امور و تباه ساختن دعوت اسلام شايع مىكردند باور نموده و دچار وسوسه مى شدند.