کلمهی «راه آوردن» در زبان فارسی به معنای توانایی مدیریت، هدایت یا اداره کردن امور، افراد یا موقعیتها به نحو مطلوب است و بیانگر مهارت فرد در پیشبرد کارها و حل مشکلات است. این واژه اغلب در متون ادبی، اخلاقی و اجتماعی به کار میرود و اشاره دارد به کسی که با تدبیر، تدبر و شناخت شرایط، میتواند جریان امور را به نفع خود یا جمع هدایت کند. راه آوردن همچنین میتواند به معنای موفقیت در ایجاد هماهنگی، جلب همکاری دیگران و کنترل اوضاع در شرایط پیچیده باشد و نشاندهنده توانایی فرد در مدیریت تعاملات انسانی و اجتماعی است. این اصطلاح گاهی با صفتهایی چون زیرک، تدبیرمند و ماهر همراه است و بار معنایی مثبت دارد، زیرا بیانگر قابلیت اثرگذاری و هدایت امور به شیوهای مؤثر و کارآمد است. در کاربردهای عملی، راه آوردن میتواند شامل مدیریت پروژه، اداره امور روزمره، کنترل بحرانها یا تصمیمگیریهای مهم باشد که نیازمند تجربه، درایت و مهارت است. از نظر معنایی، «راه آوردن» با مفاهیمی چون مدیریت، هدایت، تدبیر، مهارت در اداره امور و توانایی حل مسائل همخانواده است و همواره بر توانایی فرد در ایجاد نظم، هماهنگی و نتیجهبخشی در فرآیندها تأکید دارد.
راه اوردن
لغت نامه دهخدا
( راه آوردن ) راه آوردن. [ وَ دَ ] ( مص مرکب ) آوردن مذهب. آوردن آیین و رسم. طریقه و شیوه ای پیش کشیدن. رسم و سنتی پیشنهاد کردن. سنتی ارائه کردن. شیوه و رسمی پیش گرفتن:
ز هرسو سلاح و سپاه آوریم
به نوی یکی تازه راه آوریم.فردوسی.چو از کین و نفرین بپرداخت شاه
بدانش یکی دیگر آورد راه.فردوسی.
فرهنگ فارسی
( راه آوردن ) آوردن مذهب. آوردن آیین و رسم. طریقه و شیوه پیش کشیدن.
جمله سازی با راه اوردن
جملات نمونه از منابع مختلف جمع آوری شده است، اگر صحیح نیست یا توهین آمیز است، لطفا گزارش دهید.
💡 ابی جوان سر به هوا و بزنبهادری است که کوششهای برادرش کریم و مادرش برای به راه آوردن او بینتیجه است. کریم، به توصیه داییاش، ابی را با دختری به نام نسرین آشنا میکند که از پسر نابینایش سعید مراقبت میکند و در کافهٔ عباس آواز میخواند. کریم ابی را از ادامهٔ رابطه با نسرین بر حذر می درد و با دیدن نسرین در مییابد که او زنی است که سالها پیش در بندر رها کرده و سعید فرزند خود اوست.