ذو جنه

لغت نامه دهخدا

( ذوجنة ) ذوجنة. [ ج ِن ْ ن َ ] ( ع ص مرکب ) دیوانه. دیوزده. پری زده.

فرهنگ فارسی

دیوانه.

جمله سازی با ذو جنه

جملات نمونه از منابع مختلف جمع آوری شده است، اگر صحیح نیست یا توهین آمیز است، لطفا گزارش دهید.

💡 جهان خواهد شد از خوبی چنان تا هفته دیگر که‌گویی جنه‌الفردوس را بگشاد رضوان در

💡 8 - جنه الماوى، (تاليف: 1302 ق ) تصنيفى است در مقام مهدى (عج ) و با سوز فراقحضرت يار - روحى فداه.

💡 322 - عن ابى جعفر عليه السلام قال: ان لله جنه لا يدخلها الا ثلاثه احدهم منحكم فى نفسه بالحق.

💡 254- البته در كتاب كريمه اهل بيت از جنه الماوىنقل كرده كه هفت روز يا هفتاد روز در اين مكان اقامت كن.

💡 بگذر از دوزخ نظر بر جنه المأوی مدار ز آنکه حاصل زین دو منزل انتظاری بیش نیست

💡 چو پیغامبر بگفت الصوم جنه پس بگیر آن را به پیش نفس تیرانداز زنهار این سپر مفکن