دیدبان هواشناسی

مترادف‌ها

پیش‌بین هواشناسی

فرهنگستان زبان و ادب

{meteorological observer} [علوم جَوّ] عضو یک تشکیلات هواشناسی یا فرد مورد تأیید آن که دیدبانی هواشناسی را انجام می دهد و ارسال گزارش آن را می کند

ویکی واژه

عضو یک تشکیلات هواشناسی یا فرد مورد تأیید آن که دیدبانی هواشناسی را انجام می‌دهد و ارسال گزارش آن را می‌کند.

جمله سازی با دیدبان هواشناسی

جملات نمونه از منابع مختلف جمع آوری شده است، اگر صحیح نیست یا توهین آمیز است، لطفا گزارش دهید. گزارش محتوای نامناسب

💡 دیدبانی‌های هواشناسی چهار نوع است: دیدبانی سطح زمین، جو بالا، رادار و ماهواره،

💡 هر دیدبان هواشناسی باید دقت بسیار بالایی در ثبت گزارش‌های روزانه از تغییرات فشار هوا و میزان رطوبت محیط اطراف خود داشته باشد.

💡 با توجه به شرایط سخت اقلیمی، وظیفه یک دیدبان هواشناسی در مناطق کوهستانی بسیار دشوار و نیازمند صبر و حوصله فراوان است.

💡 گزارش‌های دقیق که توسط دیدبان هواشناسی تهیه می‌شود، پایه و اساس پیش‌بینی‌های دقیق اقلیمی برای جلوگیری از وقوع بلایای طبیعی محسوب می‌گردد.

کلمات مرتبط

پیشنهاد شما
پیشنهادهای کاربران