لغت نامه دهخدا
دیباپوشش. [ ش ِ ] ( ص مرکب ) که پوشش دیبا دارد. با لباس دیبا. ملبس به دیبا:
بین که همچون ریدکان خرد دیباپوششان
گرد تخت خویش چون دارد حشر لکلک بچه.سوزنی.
دیباپوشش. [ ش ِ ] ( ص مرکب ) که پوشش دیبا دارد. با لباس دیبا. ملبس به دیبا:
بین که همچون ریدکان خرد دیباپوششان
گرد تخت خویش چون دارد حشر لکلک بچه.سوزنی.
که پوشش دیبا دارد.
💡 ترا پوشش از خود و چرم پلنگ همی خوشتر آید ز دیبای رنگ
💡 پوشش محمل ز دیبای سیاه شُقّه ها بر فرقشان از دود آه
💡 جامهٔ دیبا بود خاصهٔ مهطلعتان پوشش ما از جهان بس نظر دوخته