لغت نامه دهخدا
( دچار آمدن ) دچار آمدن. [ دُ م َ دَ ] ( مص مرکب ) دچار شدن. دچار گشتن. رجوع به دچار شدن شود.
( دچار آمدن ) دچار آمدن. [ دُ م َ دَ ] ( مص مرکب ) دچار شدن. دچار گشتن. رجوع به دچار شدن شود.
( دچار آمدن ) دچار شدن
جملات نمونه از منابع مختلف جمع آوری شده است، اگر صحیح نیست یا توهین آمیز است، لطفا گزارش دهید.
💡 دیوانگی و بیماری روانی را نشانهٔ تسلیم شدن به تلقینات شیطان یا دچار آمدن به لعنت الهی میشناسند؛ و دیوانگان و روانیان را مستوجب مجازات میدانند.