جملات نمونه از منابع مختلف جمع آوری شده است، اگر صحیح نیست یا توهین آمیز است، لطفا گزارش دهید.
💡 سپس پياله هاى شراب يكى بعد از ديگرى به من خوراندند، و چون مست شدم، مرا در همانصندوق نهادند و در چهار سوى بغداد گذاشتند. وقتى گزمه ها رسيدند صندوقى يافتندكه سر بسته بود. در آنرا گشودند و مرا ديدند.
💡 گزمههای پیاده در شب به این کار میپرداختند. از این سخن میتوان به تفاوت عملکرد گزمه در عصر زندیه و قاجاریه پی برد. اینگونه برداشت میشود که در این عصر گزمهها وظیفه حراست اطراف شهر و نه کوچه و بازار را بر عهده داشتهاند.
💡 گزمه ها تاریخ و قومیت خود را در خاندان سورن که یکی از خاندان های مهم و تاج بخش در زمان اشکانیان بودند میبینند که سردار سورنا نیز از همین خاندان بوده است و همچنین آنها قومیت خود را به زابلستان اسطوره ای که در شاهنامه آمده است منسوب میگردانند.
💡 سپس ماءمون گفت: گزمه ها حاجب را به نزد من آوردند و چنانكه گفتم حاجب ماجرا را از آغازتا انجام نقل كرد و افزود: نفهميدم ابراهيم در كدام كوچه و محله بود! از آن پيرزن نيزاثرى پيدا نشد!
💡 بنابر معنی و فلسفه ای که در پشت نام گزمه هست میتوان پی برد که گزمهها در از زمان ایران باستان وجود داشته اند و همواره جز مامورین حکومتی بودند که وظیفه حفظ نظم و امنیت در شهرها و ایالت های قدیمی داشتهاند.