لغت نامه دهخدا
ده کانان. [ دِه ْ ] ( اِخ ) دهی است از دهستان ژاوه رود بخش زراب شهرستان سنندج. واقع در 32هزارگزی جنوب خاوری زراب. سکنه آن 85 تن. آب آن از چشمه تأمین می شود. ( از فرهنگ جغرافیایی ایران ج 5 ).
ده کانان. [ دِه ْ ] ( اِخ ) دهی است از دهستان ژاوه رود بخش زراب شهرستان سنندج. واقع در 32هزارگزی جنوب خاوری زراب. سکنه آن 85 تن. آب آن از چشمه تأمین می شود. ( از فرهنگ جغرافیایی ایران ج 5 ).
جملات نمونه از منابع مختلف جمع آوری شده است، اگر صحیح نیست یا توهین آمیز است، لطفا گزارش دهید.
💡 تش کانان، روستایی است از توابع بخش مرکزی شهرستان طبس استان خراسان جنوبی ایران.
💡 کانان که ز غرقگه گریزند ز اندیشهٔ باد رخت ریزند
💡 اپلگیت در سال ۱۹۸۴ از دانشگاه دیتون فارغالتحصیل شد، و دکترای خود را در سال ۱۹۹۱ از دانشگاه کارنگی ملون با پایاننامهای در مورد تقریب حجم محدب به تحت نظارت راویندران کانان به پایان رساند.