لغت نامه دهخدا
ده محمدگل. [ دِه ْ م ُ ح َم ْ م َ گ ُ ] ( اِخ ) دهی است از بخش پشت آب شهرستان زابل. واقع در چهارده هزارگزی شمال خاوری بنجار. سکنه آن 250 تن. آب آن از رودخانه هیرمند تأمین می شود. ( از فرهنگ جغرافیایی ایران ج 8 ).
ده محمدگل. [ دِه ْ م ُ ح َم ْ م َ گ ُ ] ( اِخ ) دهی است از بخش پشت آب شهرستان زابل. واقع در چهارده هزارگزی شمال خاوری بنجار. سکنه آن 250 تن. آب آن از رودخانه هیرمند تأمین می شود. ( از فرهنگ جغرافیایی ایران ج 8 ).
جملات نمونه از منابع مختلف جمع آوری شده است، اگر صحیح نیست یا توهین آمیز است، لطفا گزارش دهید.
💡 در زمان اماناللهشاه یکی از افراد او به نام وزیر محمدگل مهمند نایبالحکومهٔ ولایت بلخ بزرگ شد. وی سیاست پشتونسازی را در این ولایت پیشه کرد و نام بسیاری از مناطق ولایت بلخ را تغییر داد. محمدگل مهمند نام این شهر را از قراتیپه که نام تاریخی آن بود به تورغوندی که یک نام پشتو است، تغییر داد.
💡 در زمان امانالله شاه یکی از افراد او به نام وزیر محمدگل مهمند نایبالحکومهٔ ولایت بلخ شد. وی سیاست پشتونسازی را در این ولایت پیشه کرد و اقدامات زیر را انجام داد:
💡 رحمانآباد شهید محمدگل یا رحمانآباد روستایی در دهستان اسماعیلآباد بخش مرکزی شهرستان خاش استان سیستان و بلوچستان ایران است.