ده خان. [ دِه ْ ] ( اِ مرکب ) کدخدا و رئیس و بزرگ ده و قاضی ده. ( ناظم الاطباء ).
ده خان. [ دِه ْ ] ( اِخ ) دهی است از دهستان درختنگان بخش مرکزی شهرستان کرمان. واقع در 28هزارگزی شمال خاوری کرمان. سکنه آن 650 تن. آب آن از قنات تأمین می شود. ( از فرهنگ جغرافیایی ایران ج 8 ).
ده خان. [ دِه ْ ] ( اِخ ) دهی است از دهستان طیبی گرمسیری بخش کهکیلویه شهرستان بهبهان. واقع در 60هزارگزی شمال خاوری لنده مرکز دهستان. دارای 150 تن سکنه است.آب آن از چشمه و رودخانه تأمین می شود. ساکنین از طایفه طیبی هستند. ( از فرهنگ جغرافیایی ایران ج 6 ).
کدخدا و رئیس و بزرگ ده و قاضی ده.
ده خان (شهداد). ده خان، یک آبادی از توابع بخش شهداد، شهرستان کرمان در استان کرمان ایران است.
این آبادی در دهستان تکاب قرار دارد و براساس سرشماری مرکز آمار ایران در سال ۱۳۹۵، جمعیت آن ۱۸۵ نفر ( ۵۱ خانوار ) بوده است.
جملات نمونه از منابع مختلف جمع آوری شده است، اگر صحیح نیست یا توهین آمیز است، لطفا گزارش دهید.
💡 آن سکندر فر که دائم از کمال تربیت بنده ی بی خان و مانرا قدرت قیصر دهد
💡 به کوی دوست مرا خانه ایست گویا رب به عافیت همه کس را به خان ومان برسان
💡 در ارتباط با بازداشت جعفرقلی خان، مخبرالسلطنه هدایت در کتاب خاطرات و خطرات خود مینویسد
💡 درسال ۲۰۰۱ درفیلم (گاهی خوشی گاهی غم) حضوری افتخاری ولی پر رنگ داشت. او همچنین بازی درخشانی در فیلم (آهسته و مخفیانه) به همراه سلمان خان و پریتی زینتا داشت.
💡 گفتم: اى پسر رسول خدا - صلى الله عليه وآله - آيا از من اجازه مى گيريد در حالى كهاز خود شما خانان و متعلق به شماست !
💡 در فصل ۴ عروسک جناب خان از برنامه خارج شد و ۴ عروسک برادر به برنامه دعوت شدند که حضور آنها ناموفق بود و از این برنامه کنار گذاشته شدند.