دندان مال

لغت نامه دهخدا

دندان مال. [ دَ ] ( اِمرکب ) مسواک. ( منتهی الارب ). دندان شویه. دندان آپریز.دندان سای. مسواک. ( یادداشت مؤلف ): سواک؛ چوب دندان مال. ( منتهی الارب ). رجوع به مسواک و دندان آپریز شود. || سنون و داروی دندان. ( ناظم الاطباء ).

فرهنگ فارسی

مسواک. دندان شویه.

جمله سازی با دندان مال

جملات نمونه از منابع مختلف جمع آوری شده است، اگر صحیح نیست یا توهین آمیز است، لطفا گزارش دهید.

💡 دندان بکن از لبش صفایی مالک دارد نه مال یغماست

💡 اى پسر حنيف، به من خبر رسيده كه يكى از جواناناهل بصره تو را به طعام عروسى خوانده است و به سوى آن طعام شتابان رفته اى وخورشتهاى رنگارنگ گوارا برايت خواسته و كاسه هاى بزرگ به سويت آورده مى شد وگمان نداشتم تو به ميهمانى گروهى بروى كه نيازمندشان را برانند و توانگرشانرا بخوانند. پس نظر كن به آنچه دندان بر آن مى نهى و مى خورى و چيزى كه به توآشكار نيست بيفكن و آنچه را كه به پاكى راه هاى به دست آوردن آن دانايى، بخور.آگاه باش ! هر پيروى كننده را پيشوايى است كه از او پيروى كرده، به نور دانشى اوروشنى مى جويد. بدان كه پيشواى شما از دنياى خود به دو كهنه جامه، و از خوراكشبه دو قرص نان اكتفا كرده است و شما بر چنين رفتارى توانا نيستند، ولى امر بهپرهيزكارى و كوشش و پاكدامنى و درستكارى يارى كنيد. به خدا سوگند، از دنياى شماطلا نيندوخته و از غنيمتهاى آن مال فراوانى ذخيره نكرده ام و با كهنه جامه اى كه دربردارم، جامه كهنه ديگرى آماده نكرده ام. (193)

رویداد یعنی چه؟
رویداد یعنی چه؟
میسترس یعنی چه؟
میسترس یعنی چه؟
فال امروز
فال امروز