دم موش

لغت نامه دهخدا

دم موش. [ دُ ] ( اِ مرکب ) درختچه ای است زینتی. ( یادداشت مؤلف ).

فرهنگ فارسی

درختچه ایست زینتی.

جمله سازی با دم موش

جملات نمونه از منابع مختلف جمع آوری شده است، اگر صحیح نیست یا توهین آمیز است، لطفا گزارش دهید.

💡 تا زیک یورش هزار آشوب و شورش در بلاد با یزید و موش ووان شد

💡 برای آشنایی خوانندگان گرامی با سبک سرایش ایشان تعدادی از ابیات آغاز و پایان منظومه موش و گربه را ثبت می‌کنیم.

💡 خانه از موش تهی کی شود و باغ ز مار مملکت از عدوی خرد مصفا نشود

💡 محرم، از روزهای سیاه ۱۸۹۶م، وقتی که پدرش فرماندهٔ گردان پیاده‌نظام مستقر در استان موش،

💡 واژۀ «خرموش» برای موش‌های درشت‌جثه به کار می‌رود. این واژه در شعری قدیمی نیز به کار رفته است:

💡 این جانور تقریباً در تمام نقاط دنیا دیده می‌شود. غذای عمدهٔ آن ماهی، صدف، خرچنگ، میگو و در صورتی که مجبور شود حتی موش هم می‌خورد.

کسکن یعنی چه؟
کسکن یعنی چه؟
گس یعنی چه؟
گس یعنی چه؟
فال امروز
فال امروز