دل اسودگی

مترادف‌ها

دلتنگی، اندوه، غم، افسردگی

متضادها

صفای دل، پاکی دل

لغت نامه دهخدا

( دل آسودگی ) دل آسودگی. [ دِ دَ / دِ ] ( حامص مرکب ) عدم اضطراب. اطمینان. ( یادداشت مرحوم دهخدا ). آرامش دل. و رجوع به دل آسوده شود.

فرهنگ فارسی

( دل آسودگی ) عدم اضطراب. اطمینان.

جمله سازی با دل اسودگی

جملات نمونه از منابع مختلف جمع آوری شده است، اگر صحیح نیست یا توهین آمیز است، لطفا گزارش دهید.

💡 گریم و از گریه می‌خواهم به دل آسودگی غافلم کز سیل آبادی به ویران کی رسد

کلمات مرتبط