دق گرفتن

لغت نامه دهخدا

دق گرفتن. [ دَ گ ِ رِ ت َ ] ( مص مرکب ) طعن زدن و ملامت کردن و عیب گفتن. ( ناظم الاطباء ). خرده گرفتن. و رجوع به دَق شود: گفت چه نشینی، خیز و تا پای داری گریز که حسودان بر تو دق گرفته اند. ( گلستان سعدی ).

فرهنگ فارسی

( مصدر ) طعن زدن مذمت کردن عیب گفتن.

جمله سازی با دق گرفتن

جملات نمونه از منابع مختلف جمع آوری شده است، اگر صحیح نیست یا توهین آمیز است، لطفا گزارش دهید.

💡 ز مستی گرچه نتواند گرفتن چشم او خود را ولی در صید دل بسیار هشیارست می دانم

💡 روز جهانی حجاب صورتی یک جنبش جهانی بود که بسیاری از شرکت کنندگان از جمله مردانی که برای جشن گرفتن آگاهی از سرطان سینه، از کلاه‌های صورتی استفاده می‌کنند. این روز در بسیاری از مدارس اسلامی و سازمان‌های دانشجویی در سراسر ایالات متحده برگزار شد.

💡 سپس در سال ۱۳۳۲ اولین قانون تعاونی ایران که با الهام گرفتن از قوانین خاص دیگر کشورها تهیه شده بود، به صورت لایحه قانونی به تصویب رسید.

💡 سوم: آنکه مقصود او از فرستادن، این باشد که آن شخص در کار معینی اعانت او کند پس اگر آن کار، حرام یا واجب باشد، آن هدیه نیست، بلکه رشوه است و گرفتن آن حرام است و اگر آن عمل، مباح باشد قبول هدیه آن ضرر ندارد.

💡 درحديث صحيح ازحضرت امام رضا (عليه السلام )منقول است كه باكى نيست شب مرغانرا از آشيانها گرفتن لهذا علما گفته اند كه مكروهستكه شب مرغان را در آشيانه شكار كردن و جوجه را از آشيانه گرفتن و همچنين حيوانات رادرشب كشتن مكروه است.

💡 ايى كند و سپس كلمه اى كه عقب نشينى از آن متصور باشد از ايران اسلامى بشنود؛ بابزرگنمايى آن، ملت ها را از الهام گرفتن از نظام اسلامى باز دارد، اما ملت ايرانهمچنان عزيز و مقتدر و بدون هيچ گونه انعطاف و ذره اى واهمه، در راه خدا حركت مى كند وبه ارزشها و اهداف خود پايبند است.

خونکار یعنی چه؟
خونکار یعنی چه؟
افق یعنی چه؟
افق یعنی چه؟
فال امروز
فال امروز