دغدغه کردن
مترادفها
نگران کردن، مضطرب کردن، آشفته کردن
متضادها
آرام کردن
لغت نامه دهخدا
دغدغه کردن. [ دَ دَ غ َ / غ ِ ک َ دَ ] ( مص مرکب ) خارش کردن. غلغلک کردن: آنرا که زکام گرم باشد... آنچه از بینی فرودآید گرم و تیز و تنک و زرد باشد و بینی را و حلق را همی سوزاند و دغدغه کند. ( ذخیره خوارزمشاهی ).
فرهنگ فارسی
خارش کردن. غلغلک کردن.
جمله سازی با دغدغه کردن
جملات نمونه از منابع مختلف جمع آوری شده است، اگر صحیح نیست یا توهین آمیز است، لطفا گزارش دهید.
💡 غیابی در بیانیهای که زیر عنوان «بیانیه نخبهاندیشی» منتشر کرد مینویسد: یکی از معانی نسلکشی منکوب کردن و تضعیف نخبههای یک جامعه است. طرح پرسش (نخبه کیست؟) از اینرو حائز اهمیت است که از یکسو افرادی با دغدغهی مشترک را گرد هم میآورد و از سوی دیگر، توافقی جمعی ایجاد میشود در اینباره که بهکار بردن عنوان نخبه شایستهی چه افرادیست.
💡 دسترسی به آب، یکی از دغدغههای مهم در قرن حاضر است و اطمینان پیدا کردن از پایداری دسترسی به آب نیازمند درک چرخهٔ آب خواهد بود. چرخهٔ آب به حرکت آب درون و بین اتمسفر، سطح زمین و زیر زمین اشاره دارد. بیلان آب ابزاری برای نگاه کمّی به چرخهٔ آب است و با استفاده از آن میتوان نرخ حرکت آب و تغییر در ذخایر آب درون و بین بخشهای سهگانهٔ اتمسفر، سطح زمین و زیرزمین را حسابداری نمود. اگرچه بیلان آب یک مفهوم به ظاهر ساده است اما برآورد آن به شکل دقیق کاری پیچیده و همراه با عدمقطعیت خواهد بود، لذا مدیران و تصمیمگیران باید با توجه به این نکته، از بیلان آب در برنامهریزیها و اقدامات خود بهرهگیری کنند.