لغت نامه دهخدا
درویش رش. [ دَرْ رَ ] ( اِخ ) دهی است از دهستان حومه بخش تکاب شهرستان مراغه. واقع در 21هزارگزی باختر تکاب و 15هزارگزی جنوب راه ارابه رو تکاب به شاهین دژ. آب آن از چشمه و راه آن مالرو است. ( از فرهنگ جغرافیایی ایران ج 4 ).
درویش رش. [ دَرْ رَ ] ( اِخ ) دهی است از دهستان حومه بخش تکاب شهرستان مراغه. واقع در 21هزارگزی باختر تکاب و 15هزارگزی جنوب راه ارابه رو تکاب به شاهین دژ. آب آن از چشمه و راه آن مالرو است. ( از فرهنگ جغرافیایی ایران ج 4 ).
دهی است از دهستان حومه بخش تکاب شهرستان مراغه
جملات نمونه از منابع مختلف جمع آوری شده است، اگر صحیح نیست یا توهین آمیز است، لطفا گزارش دهید.
💡 پیر درویشان بدی کو حلقه ی تسبیح و ذکر شاه شمزینان بدی کو آن شه و آن گیر و دار
💡 نیست درویش آنکه پایش ره بدرها می برد نیست درویش آنکه چشمش با کف خلق آشناست
💡 محمدرضا درویشی (زادهٔ ۲۵ مهر ۱۳۳۴ در شیراز) آهنگساز، پژوهشگر موسیقی و مؤلف دائرةالمعارف سازهای ایران است.
💡 خانقاه از فارسی وامگرفته شده، و به معنای «محلی که درویشان و مرشدان در آن سکونت کنند.»
💡 - «سرزمین خورشید» به کارگردانی احمدرضا درویش محصول ۱۳۷۵ از پانزدهمین جشنوارهٔ فیلم فجر
💡 به هیچ وجه حوادث خیابان پاسداران را به درویشان گنابادی منتسب نمیدانیم.