دروازه گوگ
لغت نامه دهخدا
دروازه گوگ. [ دَرْ زَ ] ( اِخ ) دهی است از دهستان میان تکاب بخش بجستان شهرستان گناباد واقعدر 16 هزارگزی جنوب خاوری بجستان و 6 هزارگزی جنوب راه شوسه عمومی گناباد به بجستان. آب آن از قنات و راه آن مالرو است. ( از فرهنگ جغرافیایی ایران ج 9 ).
فرهنگ فارسی
دهی است از دهستان میان تکاب بخش بجستان شهرستان گناباد واقع در ۱۶ هزار گزی جنوب خاوری بجستان و ۶ هزار گزی جنوب راه شوسه عمومی گناباد به بجستان آب آن از قنات و راه آن مالرو است
جمله سازی با دروازه گوگ
جملات نمونه از منابع مختلف جمع آوری شده است، اگر صحیح نیست یا توهین آمیز است، لطفا گزارش دهید.
💡 نسخه ای که به سریانی ثبت شدهاست از اهمیت به خصوصی برخوردار است چرا که در خاورمیانه در طول دوره نوشتن قرآن در جریان بودهاست و به عنوان چیزی که به خاستگاههای ادبی و زبان شناختی داستان ذوالقرنین در قرآن بهطور نزدیکی مرتبط است نگاه میشود. افسانه سریانی آن طور که بازمانده است از پنج نسخه نسخه خطی متمایز تشکیل شدهاست، شامل یک افسانه مذهبی مسیحی سریانی در رابطه با اسکندر و همچنین خطابه ای دربارهٔ اسکندر که به شاعر-الهیدان سریانی یعقوب سروجی (۴۵۱–۵۲۱ میلادی، همچنین Mar Jacob نامیده میشود) منسوب گشتهاست. افسانه مسیحی سریانی روی سفر اکسندر به آخر دنیا تمرکز میکند، جایی که دروازههای اسکندر را بنا میکند تا ملل شرور گوگ و ماگوگ (یاجوج و ماجوج) را محصور کند، حینی که خطابه سفر وی به سرزمین تاریکی را به منظور کشف آب حیات (چشمه جوانی) شرح میدهد. این افسانههای در رابطه با اسکندر، به طرز چشمگیری به داستان ذوالقرنین که در قرآن یافت میشود شبیه هستند.