درهم امیخته

مترادف‌ها

مخلوط، آمیخته، درهم‌تنیده، ترکیب‌شده

متضادها

مجزا، جداگانه، تفکیک شده، خالص

لغت نامه دهخدا

( درهم آمیخته ) درهم آمیخته. [ دَهََ ت َ / ت ِ ] ( ن مف مرکب ) مخلوط. ممزوج. لَجلَج: غاغة، غوغاء؛ مردم بسیار درهم آمیخته. ( منتهی الارب ).

فرهنگ فارسی

( درهم آمیخته ) مخلوط ممزوج لجلج

جمله سازی با درهم امیخته

جملات نمونه از منابع مختلف جمع آوری شده است، اگر صحیح نیست یا توهین آمیز است، لطفا گزارش دهید. گزارش محتوای نامناسب

💡 در این شیوه جنبه تزیینی به‌طور کامل بر خط غلبه دارد و شکل هندسی حروف و تزیینات نقاشی شده درهم آمیخته شده و هم در خط و هم در فاصله بین نوشته‌ها و به اصطلاح زمینهٔ حروف، تزیینات یا گره‌های متنوع و پُرکاری به چشم می‌خورد. انبوه تزیینات آمیخته با خط موجب دیرخوانی و سخت‌خوانی خط کوفی موشح می‌گردد. نمونهٔ کامل خط کوفی موشح در داخل آرامگاه پیر علمدار در دامغان مربوط به اوایل سده پنجم هجری می‌توان دید.

💡 شیردال از انگاره‌های مهم اندیشه و هنر خاور باستان به‌شمار می‌آید. بر باورهای غلط به نظر می‌رسد آغازین نمونه‌های این انگاره را مصریان ساخته‌اند. در صورتی که این نماد آریایی است و در آیین‌های همچون میترائیسم آمده است ایلام و ایران باختری آن را بر دست‌سازهای هنری خویش نقش کرده‌اند. شهباز و شیر هرکدام دارای نیروی رازآمیز و فرمانروای قلمرو خویش بودند. هنگامی که درهم آمیخته می‌شدند برای نیایشگاه‌ها به نگاهبانی و محافظی شکست‌ناپذیر بدل می‌شدند که در هرکدام از فرهنگ‌های کهن نام و ویژگی گوناگونی داشت.

💡 رنگ‌های مختلف در این نقاشی به گونه‌ای با هم درهم امیخته شده‌اند که جلوه‌ای بسیار زیبا و خیره‌کننده برای بیننده ایجاد می‌کنند.

💡 احساسات متناقض و پیچیده در ذهن او به شدت با هم درهم امیخته شده بود و نمی‌توانست تصمیم درستی برای آینده بگیرد.

💡 مواد شیمیایی موجود در این ترکیب به صورت بسیار دقیق با هم درهم امیخته شده‌اند تا واکنش مورد نظر در آزمایشگاه رخ دهد.

کلمات مرتبط

پیشنهاد شما
پیشنهادهای کاربران