در ساختنی

لغت نامه دهخدا

درساختنی. [دَ ت َ ] ( ص لیاقت ) درخور سازش و ساختن:
ایزد چو نصیب من چنین کرد
در ساختنی است با چنین درد.نظامی.

فرهنگ فارسی

در خور سازش و ساختن

جمله سازی با در ساختنی

جملات نمونه از منابع مختلف جمع آوری شده است، اگر صحیح نیست یا توهین آمیز است، لطفا گزارش دهید.

💡 عید شد قافله را عزم حرم ساختنی ست وز سر خویش در این راه قدم ساختنی ست

💡 سپر خود ز رضا ساز و به پیکار درآی کز رضا دفع سنانهای ستم ساختنی ست

💡 فَأَرادُوا بِهِ کَیْداً دستان ساختنی خواستند ابراهیم را، فَجَعَلْناهُمُ الْأَسْفَلِینَ (۹۸) و ما ایشان را زیر آوردیم و کم.

💡 عرفی شکایت از ستم بی سبب مکن چندین خوش است ساختنی هم به خوی دوست

💡 ساختنی است با منت، گر سر علم دیده ئی در سر نیم آه من سوختن ولایتی

💡 گر سوختنی است جان من هم تو بسوز ور ساختنی است کار من هم تو بساز