در بر کردن
مترادفها
پوشاندن، شامل شدن، فرا گرفتن
متضادها
جدا کردن، طرد کردن
لغت نامه دهخدا
در بر کردن. [ دَ ب َ ک َ دَ ] ( مص مرکب ) درپوشیدن. به بر کردن. لبس:
پارسا بین که خرقه دربرکرد
جامه کعبه را جل خر کرد.سعدی.
فرهنگ فارسی
در پوشیدن به بر کردن لبس
جمله سازی با در بر کردن
جملات نمونه از منابع مختلف جمع آوری شده است، اگر صحیح نیست یا توهین آمیز است، لطفا گزارش دهید. گزارش محتوای نامناسب
💡 مرا حالیست با جانان که جان در بر نمیگنجد مرا سِرّیست با دلبر که دل در بر نمیگنجد
💡 در بر طفلی که یافت ره به دبستان عشق شادی یک شنبه نیست صد شب آدینه را
💡 جلد ۷ تئوری الاستیسیته جامدات، از جمله مواد جامد چسبناک، ارتعاشات و امواج موجود در بلورهای دارای جابجایی و نیز یک فصل در مکانیک کریستالهای مایع را در بر میگیرد.
💡 جزایر گرانیتی بیش از ۹۴۰ متر ارتفاع دارند و برخی دشتهای کموسعت ساحلی و بریدگیهای هستهای در سواحل شرقی را در بر میگیرند. جزایر کورالینی معمولاً دارای آبهای راکد هستند.
💡 از وفا نام مبر در بر آن شوخ که با وی هر چه مهر تو شود بیش جفایش بفزاید
💡 ديگرى گفته است: وى كسى است كه يك پيراهن در بر كند و دو آستين اضافى را برروى دو آستين موجود بپيوندد! و چنان وانمود سازد كه دو پيراهن در بر اوست.
💡 در بر کردن تمام جوانب یک موضوع در هنگام تحقیق، باعث میشود که نتایج حاصله دقیقتر و قابل اعتمادتر باشد.
💡 در بر کردن محیط زیست توسط جنگلهای انبوه، نقش حیاتی در تنظیم دمای زمین و حفظ تنوع زیستی موجودات دارد.
💡 در بر کردن مسئولیتهای سنگین اجتماعی، هر شهروند آگاه باید با وجدان کاری و دقت بسیار بالا به وظایف عمل کند.