دباغ زاده
لغت نامه دهخدا
دباغ زاده. [ دَب ْ با دَ ] ( اِخ ) محمد افندی. از شیخ الاسلامان دولت عثمانی و فرزند شیخ محمود افندی است.به سال 1044 هَ. ق. درگذشته است. ( قاموس الاعلام ).
فرهنگ فارسی
محمد افندی
جمله سازی با دباغ زاده
جملات نمونه از منابع مختلف جمع آوری شده است، اگر صحیح نیست یا توهین آمیز است، لطفا گزارش دهید. گزارش محتوای نامناسب
💡 کسول در ۳ اوت ۱۷۲۹ در شهرستان هارفورد (بالتیمور امروزی)، مریلند زاده شد؛ او یکی از یازده فرزند ریچارد و کریستیان (نام تولد: دالام) کسول بود. خانواده کسول در ۱۷۴۵ میلادی به نیو برن، کارولینای شمالی نقل مکان نمودند. او در ۱۷۵۰ میلادی به سمت معاون نقشهبردار این استان گماشته شد. زمانی که کسول عضو مجلس قانونگذاری کارولینای شمالی بود، سمتی که وی برای ۱۷ سال در آن خدمت کرد، او لایحهٔ را معرفی کرد که بر اساس آن «شهرک کینگستون» تأسیس شد (این شهر در نتیجه جنگ انقلاب آمریکا به شهر «کینستن» تغییر نام داده شد). وی یک وکیل، زارع، سفتهباز زمین، دباغ و استاد اعظم (گرند مستر) موفق در کارولینای شمالی بود.
💡 در داستانهای قدیمی و کلاسیک، شخصیت دباغ زاده با ویژگیهای اخلاقی خاص خود، نقش بسیار مهمی در پیشبرد اتفاقات اصلی روایت ادبی داستان ایفا میکرد.
💡 آن دباغ زاده که برخلاف پیشینه خانوادگی خود به تحصیل علاقهمند بود، توانست با تلاش فراوان به جایگاه علمی بالایی در جامعه دست پیدا کند.
💡 تاریخچه برخی خانوادههای قدیمی نشان میدهد که یک دباغ زاده در نسلهای گذشته، با مهارت در شغل خود توانسته بود ثروت زیادی کسب کند.