دانه دانه شدن

لغت نامه دهخدا

دانه دانه شدن. [ ن َ / ن ِ ن َ / ن ِ ش ُ دَ ] ( مص مرکب ) دانه ها از یکدیگر جدا شدن. || به دانه ها و تاها و اعداد واحد تجزیه شدن. متفرق شدن به اعداد واحد. یکی یکی شدن. || پراکنده و پاشان شدن.

فرهنگ فارسی

دانه ها از یکدیگر جدا شدن

جمله سازی با دانه دانه شدن

جملات نمونه از منابع مختلف جمع آوری شده است، اگر صحیح نیست یا توهین آمیز است، لطفا گزارش دهید.

💡 زین قطعه قطعه، قطعه ابر از هوا خجل زآن دانه دانه، دانه در در صدف بتاب

💡 هنگامى كه به حضورشان رسيدم، ديدم طبقى از انار آماده بود، ماءمون به من گفت: اىعبداللّه ! مقدارى انار دانه دانه كن و با دست خود آب آن ها را بگير.

💡 خالش چو دانه دانه سپنداست زیر زلف زلفش چو حلقه حلقه کمند است بر رخان

💡 سرشکم قطره قطره ز آتش دل محو می گردد دریغ از خرمن عمرم که دانه دانه می سوزد

💡 خوبان که دانه دانه کنند اشک عاشقان از ساحری زننده بر آب روان گره

سلیطه یعنی چه؟
سلیطه یعنی چه؟
خطا یعنی چه؟
خطا یعنی چه؟
فال امروز
فال امروز