دانا کردن
مترادفها
آگاه کردن، آموزش دادن، تعلیم دادن، فهماندن
متضادها
نادان کردن، جاهل کردن
لغت نامه دهخدا
داناکردن. [ ک َ دَ ] ( مص مرکب ) اِعلام. دانشمند کردن. خردمند ساختن. عالم گردانیدن. آگاه و هشیار گردانیدن. خردمند ساختن: مااَطبقه ُ؛ چه چیز دانا و زیرک کرد او را. ( منتهی الارب ).
فرهنگ فارسی
اعلام. دانشمند کردن
جمله سازی با دانا کردن
جملات نمونه از منابع مختلف جمع آوری شده است، اگر صحیح نیست یا توهین آمیز است، لطفا گزارش دهید.
💡 و [ازدواج با] زنان شوهردار [بر شما حرام شدهاست] مگر زنانی که [به سبب جنگ با شوهران کافرشان از راه اسارت] مالک شدهاید؛ [این احکام] مقرّر شده خدا بر شماست. و زنان دیگر غیر از این [زنانی که حرمت ازدواج با آنان بیان شد] برای شما حلال است، که آنان را با [هزینه کردن] اموالتان [به عنوان ازدواج] بخواهید در حالی که [قصد دارید با آن ازدواج] پاکدامن باشید نه زناکار. و از هر کدام از زنان بهرهمند شدید، مهریه او را به عنوان واجب مالی بپردازید، و در آنچه پس از تعیین مهریه [نسبت به مدت عقد یا کم یا زیاد کردن مهریه] با یکدیگر توافق کردید بر شما گناهی نیست؛ یقیناً خدا همواره دانا و حکیم است. (انصاریان)