خوشگل کردن
مترادفها
آراستن، زیبا کردن، زینت دادن
متضادها
زشت کردن
لغت نامه دهخدا
خوشگل کردن. [ خوَش ْ /خُش ْ گ ِ ک َ دَ ] ( مص مرکب ) زیبا کردن. صبیح کردن.
فرهنگ فارسی
زیبا کردن صبیح کردن
جمله سازی با خوشگل کردن
جملات نمونه از منابع مختلف جمع آوری شده است، اگر صحیح نیست یا توهین آمیز است، لطفا گزارش دهید.
💡 از فیلمها یا برنامههای تلویزیونی که وی در آن نقش داشتهاست میتوان به بزرگ کردن آریزونا، یه کمک کوچولو، اعداد شانس، عروسی جنی، جوخه مد، داستان ال.ای و آخر خوشگلها اشاره کرد.