لغت نامه دهخدا
خوردسالی. [ خوَرْدْ / خُرْدْ ] ( حامص مرکب ) بچگی. کم سالی. خردسالی. کودکی. ( یادداشت مؤلف ).
خوردسالی. [ خوَرْدْ / خُرْدْ ] ( حامص مرکب ) بچگی. کم سالی. خردسالی. کودکی. ( یادداشت مؤلف ).
بچگی کم سالی
💡 تمام این افتخارات با مدیریت ستاره سالیان گذشته یووه بونیپرتی رقم خورد.