لغت نامه دهخدا
خواب گزین. [ خوا / خا گ ُ ] ( نف مرکب )آنکه خواب را ترجیح می دهد. ( ناظم الاطباء ). || راحت طلب. آسایش دوست. تنبل. ( یادداشت مؤ لف ).
خواب گزین. [ خوا / خا گ ُ ] ( نف مرکب )آنکه خواب را ترجیح می دهد. ( ناظم الاطباء ). || راحت طلب. آسایش دوست. تنبل. ( یادداشت مؤ لف ).
آنکه خواب را ترجیح می دهد یا راحت طلب
جملات نمونه از منابع مختلف جمع آوری شده است، اگر صحیح نیست یا توهین آمیز است، لطفا گزارش دهید.
💡 اگر در خواب مهر من گزینی به بیداری چرا با من به کینی
💡 خواب سنگین تو صائب کم ز کوه قاف نیست گرچه از عزلت گزینان همچو عنقا نیستی