لغت نامه دهخدا
خنیاگر سپهر. [ خ ُ گ َرِ س ِ پ ِ ] ( ترکیب اضافی، اِ مرکب ) کنایه از زهره است. ( یادداشت بخط مؤلف ). خنیاگر چرخ. خنیاگر فلک.
خنیاگر سپهر. [ خ ُ گ َرِ س ِ پ ِ ] ( ترکیب اضافی، اِ مرکب ) کنایه از زهره است. ( یادداشت بخط مؤلف ). خنیاگر چرخ. خنیاگر فلک.
کنایه از زهره است خنیاگر
جملات نمونه از منابع مختلف جمع آوری شده است، اگر صحیح نیست یا توهین آمیز است، لطفا گزارش دهید.
💡 بزم های سپهر نعت تو را ماه ساقی و زهره خنیاگر
💡 باد بزمت چون سپهری کاندرو هر ساعتی ماه ساقی گردد و ناهید خنیاگر شود