لغت نامه دهخدا
خمیده گوش. [ خ َ دَ / دِ ] ( ص مرکب ) جانوری که گوشش افتاده باشد: جدلاء؛ گوسپند خمیده گوش. ( منتهی الارب ).
خمیده گوش. [ خ َ دَ / دِ ] ( ص مرکب ) جانوری که گوشش افتاده باشد: جدلاء؛ گوسپند خمیده گوش. ( منتهی الارب ).
جملات نمونه از منابع مختلف جمع آوری شده است، اگر صحیح نیست یا توهین آمیز است، لطفا گزارش دهید.
💡 نوع آبی بریتیش، ممکن است با اسکاتیش فولد خاکستری، نژادی که نزدیک به موکوتاه بریتانیایی است، اشتباه گرفته شود. با اینحال، شورتهیر را میتوان با داشتن گوشهای مثلثی نوکتیز مشخص کرد، در حالیکه اسکاتیشفولد، دارای گوشهای نرمتر و تا شُده و خمیدهاست.
💡 این خفاش جثهای متوسط و پوزهای کوتاه و خمیده دارد. گوشهای او بسیار کوچک و گردند و گوشکش از نصف طول گوش کوتاهتر است. دم این پستاندار بلند است و تمام آن در پرده دمی قرار میگیرد. بالهای بسیار بلند این خفاش دارای قاعده پهن و انتهای تیزند. از آنجا که در هنگام استراحت، بلندترین بند انگشت سوم که طول آن به گونه تقریبی سه برابر طول بند قبل از آن است، روی بال برمیگردد، به این خفاش، خفاش بالخمیده معمولی نیز میگویند.