لغت نامه دهخدا
خلقت کردن. [ خ ِ ق َ ک َ دَ ] ( مص مرکب ) آفریدن. ( یادداشت بخط مؤلف ).
خلقت کردن. [ خ ِ ق َ ک َ دَ ] ( مص مرکب ) آفریدن. ( یادداشت بخط مؤلف ).
آفریدن
جملات نمونه از منابع مختلف جمع آوری شده است، اگر صحیح نیست یا توهین آمیز است، لطفا گزارش دهید.
💡 کنراد هیرز معتقد است که سفر پیدایش به جای اتخاذ کردن از اسطورهٔ آفرینش بابلی یا سایر اساطیر، به شکلی جدلی آنها را خطاب قرار میدهد تا بنیانهای خود را رد کنند. بر اساس این نظریه انوما الیش با جزئیات پیوندهای ماده الهی و بیجان را شرح داده، در حالی که هدف سفر پیدایش بیان برتریِ یهوه بر همهٔ خلقت است.
💡 خلقت باغ جنان بهر تو شد ای بیخبر اندرین ویرانه چون جغد آشیان کردن چرا
💡 در این زمان، دکس نوو (مندرک دارک مانیتور) از اوور وید به سمت مولتیورس میآید و قصد نابود کردن تمام خلقت دنیای دی سی و خوردن تمام داستانها را دارد. با اینحال سوپرمن و اولترامن به وسیله ربات تفکر، موفق به شکست دادن دارک مانیتور میشوند.