لغت نامه دهخدا
خل گیری. [ خ ُ ] ( حامص مرکب ) کارهای شبیه کار شخص خل. این کلمه در اصل «خل گیری » است و سپس بصورت خل گری درآمده نظیر «لوس گری » که در اصل «لوس گیری » بوده. ( یادداشت بخط مؤلف ).
- خل گیری مکن؛ عمل اشخاص ساده لوح و خل را بجای میاور.
خل گیری. [ خ ُ ] ( حامص مرکب ) کارهای شبیه کار شخص خل. این کلمه در اصل «خل گیری » است و سپس بصورت خل گری درآمده نظیر «لوس گری » که در اصل «لوس گیری » بوده. ( یادداشت بخط مؤلف ).
- خل گیری مکن؛ عمل اشخاص ساده لوح و خل را بجای میاور.
کار های شبیه کار شخص خل این کلمه در اصل [ خل گیری است ] و سپس بصورت خل گری در آمده نظیر [ لوس گری ] که در اصل [ لوس گیری ] بوده.
جملات نمونه از منابع مختلف جمع آوری شده است، اگر صحیح نیست یا توهین آمیز است، لطفا گزارش دهید.
💡 چو ثابت نباشد به جنگ و ستیز از آن به نباشد که گیری گریز
💡 هر چه می گیری و بیرون می دهی بین که چون می گیری و چون می دهی
💡 پریشان گرد زلفم، گوشه گیری نیست کار من وگرنه هیچ کنجی نست چون کنج دهان تو
💡 به هر که نیست به حق آشنا، ندارد کار ندیده ام چو سگ نفس آشنا گیری
💡 از دل آشفتگان شرح پریشانی بپرس گر سراغ سیل می گیری، ز ویرانی بپرس
💡 پای در کعبه نهاده بت چه داری در بغل روی زی محراب کرده سگ چه گیری در کنار