خفت روح

خفت روح

واژه «خفت روح» در لغت و متون ادبی فارسی به معنای سبکی و لطافت روح و همچنین صفای درونی و پاکی باطن انسان به کار می‌رود و در واقع حالتی را بیان می‌کند که در آن روح انسان از آلودگی‌های اخلاقی، سنگینی‌های نفسانی و کدورت‌های درونی دور شده و به نوعی آرامش، نرمی و پاکی معنوی رسیده باشد. در این مفهوم، «خفت» به معنای سبک شدن و رهایی از سنگینی‌های معنوی و اخلاقی است و «روح» به بعد غیرمادی و معنوی وجود انسان اشاره دارد. بنابراین «خفت روح» بیانگر حالتی است که انسان از نظر درونی سبک، آرام و پاک شده و رفتار و احساسات او نیز لطیف، متعادل و دور از خشونت یا سختی شده است. در متون قدیمی، این واژه برای توصیف افرادی به کار می‌رفته که دارای اخلاق نیکو، رفتار دلنشین و صفای باطن بوده‌اند و حضورشان باعث آرامش و جذب دیگران می‌شده است. همچنین «خفت روح» می‌تواند به معنای لطافت طبع و نرمی اخلاق نیز باشد، به گونه‌ای که انسان در برخورد با دیگران مهربان، خوش‌رفتار و بدون کینه یا سنگدلی باشد. این اصطلاح در ادبیات فارسی بیشتر جنبه ستایش دارد و نشان‌دهنده کمالات اخلاقی و معنوی انسان است. در نگاه عرفانی نیز، «خفت روح» به مرحله‌ای از تعالی روح اشاره دارد که در آن انسان از تعلقات دنیوی فاصله گرفته و به نوعی پاکی و روشنایی درونی دست یافته است. به طور کلی، این واژه بیانگر حالت زیبای روحی و اخلاقی است که در آن انسان از سنگینی‌های نفسانی رها شده و به صفا، آرامش و پاکی درونی رسیده باشد.

لغت نامه دهخدا

خفت روح. [ خ ِف ْ ف َ ت ِ ] ( ترکیب اضافی، اِ مرکب ) سبکی روح. صفای باطن. پاکی روح: و چون شاخ شبابش در نیکونامی نامی شد... بکمال فضل و ادب و شمول کیاست و هنر و خفت روح و حلاوت حرکات... بر چشم و دل وزراء ملک و اکابر عصر...محبوب و شیرین شد. ( المضاف الی بدایع الازمان ص 2 ).

فرهنگ فارسی

سبکی روح صفای باطن

خبب یعنی چه؟
خبب یعنی چه؟
متمایز یعنی چه؟
متمایز یعنی چه؟
فال امروز
فال امروز