لغت نامه دهخدا
خط منکسر. [ خ َطْ طِ م ُ ک َ س ِ ] ( ترکیب وصفی، اِ مرکب ) خطی که از چند خط مستقیم ترکیب یافته است. خطی که نه مستقیم است و نه منحنی. خط شکسته.
خط منکسر. [ خ َطْ طِ م ُ ک َ س ِ ] ( ترکیب وصفی، اِ مرکب ) خطی که از چند خط مستقیم ترکیب یافته است. خطی که نه مستقیم است و نه منحنی. خط شکسته.
خطی که از چند خط مستقیم ترکیب یافته است.
جملات نمونه از منابع مختلف جمع آوری شده است، اگر صحیح نیست یا توهین آمیز است، لطفا گزارش دهید.
💡 کورنفورد میگوید: «همه مکتبهایی که از فیثاغورس الهام گرفتهاند جنبه آن جهانیشان میچربد و همه ارزشها را در اتحاد با خدا میجویند و جهان پیدا را به این عنوان که دروغین و فریبنده است محکوم میکنند. میگویند که این دنیا افق تیرهای است که در آن اشعه انوار الهی منکسر شده و در ابهام و تیرگی فرورفته است.»
💡 قبل از آنکه مفتول نقره گسیخته شود و کاسه طلا شکسته گردد و سبو نزد چشمه خرد شود و چرخ بر چاه منکسر گردد، و خاک به زمین برگردد بهطوریکه بود، و روح نزد خدا که آن را بخشیده بود رجوع نماید.
💡 ز پرچم لوای او لوای کفر منکسر ز تیغ جانگزای او قوای شرک منتشر