خشک زدن

مترادف‌ها

منجمد شدن، بی‌حرکت شدن

متضادها

مرطوب شدن، خیس شدن

لغت نامه دهخدا

خشک زدن. [ خ ُ زَ دَ ] ( مص مرکب ) مبهوت شدن. حیرت بسیارکردن که دیگر عملی از آدم ساخته نباشد. چون: فلانی در برخورد با فلان کس خشکش زد. ( یادداشت بخط مؤلف ).

جمله سازی با خشک زدن

جملات نمونه از منابع مختلف جمع آوری شده است، اگر صحیح نیست یا توهین آمیز است، لطفا گزارش دهید. گزارش محتوای نامناسب

💡 گشته قانع به نیم نانی خشک نفسی خوش زدن چو نافهٔ مشک

💡 فوکس و گروه همراهش در ژانویهٔ ۱۹۵۷ پس از اردو زدن وارد قطب جنوب شدند. گروه در ۲۴ نوامبر ۱۹۵۷ از ارنست شکلتون جدا شدند. اطلاعات علمی متنوعی از آزمایش‌ها لرزه‌ای و مطالعات ثقل‌سنجی در طول سفر جمع‌آوری شد. دانشمندان ضخامت یخ در قطب و وجود تودهٔ خشکی زیر یخ‌ها را مشخص کردند. در ۲ مارس ۱۹۵۸، فوکس و همراهانش سفر صد روزه-ی خود را با رسیدن به پایگاه اسکات به اتمام رساندند و در مجموع ۲۱۵۸ مایل سفر کردند.

💡 به دلیل گرمای شدید و طولانی مدت تابستان، بسیاری از گیاهان حساس در باغ‌های اطراف شهر به سرعت در حال خشک زدن و از بین رفتن هستند.

💡 اگر آب مورد نیاز برای آبیاری مزارع تأمین نشود، احتمال خشک زدن تمام محصولات کشاورزی منطقه و از بین رفتن منابع درآمدی کشاورزان بسیار زیاد است.

💡 پس از گذشت مدتی از بی‌توجهی به گل‌های داخل گلدان، آن‌ها شروع به خشک زدن کردند و رنگ و روی خود را کاملاً از دست دادند.

کلمات مرتبط

پیشنهاد شما
پیشنهادهای کاربران