خرمن سوختن

لغت نامه دهخدا

خرمن سوختن. [ خ َ / خ ِ م َ ت َ ] ( مص مرکب ) سوزاندن خرمن. کنایه از بدبخت و مفلس کردن:
آورده اند صحبت خوبان که آتش است
بر من به نیم جو که بسوزند خرمنم.سعدی.آتش بیار و خرمن آزادگان بسوز
تا پادشه خراج نخواهد خراب را.سعدی.

جمله سازی با خرمن سوختن

جملات نمونه از منابع مختلف جمع آوری شده است، اگر صحیح نیست یا توهین آمیز است، لطفا گزارش دهید. گزارش محتوای نامناسب

💡 اگر باشد دو صد خرمن گناهم توانی سوختن از برق آهم

💡 به شوق خرمنی کز برق گرد دشت می‌گردد مرا خرمن ز شوق سوختن ره بر شرر بندد

💡 آتشی در خرمن ما زد غمت با وجود سوختن درساختیم

💡 اشک شمعی بود یک عمر آبیار دانه‌ام سوختن خرمن کنید از حاصل پروانه‌ام

💡 شمع روی تو که در خرمن گل آتش زد برق او را چه غم از سوختن رخت من است

💡 کشاورزان با دیدن آتش‌سوزی بزرگ در مزارع، با اندوه فراوان شاهد خرمن سوختن و از دست رفتن تمام زحمات و تلاش‌های چندین ماهه خود بودند.

💡 در آن جنگ ویرانگر، علاوه بر خسارات انسانی، خرمن سوختن محصولات کشاورزی نیز باعث شد که منطقه با بحران شدید کمبود مواد غذایی مواجه شود.

💡 او که تمام دارایی خود را در یک معامله اشتباه از دست داده بود، احساس می‌کرد که گویی تمام خرمن زندگی‌اش در برابر چشمانش سوخته است.

کلمات مرتبط

پیشنهاد شما
پیشنهادهای کاربران