خرقه از دست

لغت نامه دهخدا

( خرقه از دست - ••• ) خرقه از دست - پوشیدن. [ خ ِ ق َ / ق ِ اَ دَ ت ِ دَ ] ( مص مرکب ) مرید کسی یا پیری شدن. ( از آنندراج ):
مشرب من خرقه از دست صدف پوشیدن است
تیغ بر سر می خورم گوهر بدامان می دهم.صائب ( از آنندراج ).

جمله سازی با خرقه از دست

جملات نمونه از منابع مختلف جمع آوری شده است، اگر صحیح نیست یا توهین آمیز است، لطفا گزارش دهید.

💡 به رنگ خرقه ازین رقعه بوی دردی نیست چو درد عشق نداری لباس فقر چه سود

💡 در خرقه از این بیش منافق نتوان بود بنیاد از این شیوه رندانه نهادیم

💡 مشنو استغفار من کز اهل ایمان نیستم خرقه از مصحف اگر سازم مسلمان نیستم

💡 گر دلت خواهد که گردد آشکارا شرک من خرقه از سر برکشم زنار را رسوا کنم

💡 دامن آلودهٔ ما را حزین از کف مده خرقه از پیر خرابات مغان داریم ما

کص یعنی چه؟
کص یعنی چه؟
کس کش یعنی چه؟
کس کش یعنی چه؟
فال امروز
فال امروز