خرس به رقص درآوردن یک اصطلاح و کنایه در زبان فارسی است که به معنای وادار کردن فردی سرسخت، لجباز یا غیرقابل کنترل به انجام کاری غیرعادی، مضحک یا برخلاف میل خود به کار میرود. این عبارت در ظاهر به معنای رقصاندن خرس است، اما در کاربرد کنایی برای نشان دادن مهارت یا ترفندی به کار میرود که بتوان با آن شخصی دشوار را تحت تأثیر قرار داد یا کنترل کرد. در واقع زمانی از این اصطلاح استفاده میشود که فردی بتواند کسی را که بهسختی تسلیم میشود، مجبور به انجام کاری کند که در حالت عادی از او انتظار نمیرود. این تعبیر ریشه در نمایشهای قدیمی دارد که در آن برخی افراد با آموزش و فشار، خرسها را وادار به انجام حرکات نمایشی و شبیه رقص میکردند. از همین رفتار غیرطبیعی و اجباری، مفهوم کنایی آن شکل گرفته و به انسانها نیز تعمیم داده شده است. در زبان عامیانه، این اصطلاح گاهی برای بیان توانایی فرد در مدیریت یا تحت تأثیر قرار دادن افراد دشوار نیز به کار میرود. همچنین میتواند نشاندهنده نوعی پیروزی یا موفقیت در برابر فردی سرسخت باشد که بهراحتی تسلیم نمیشود. در ادبیات و گفتار غیررسمی، این عبارت بار طنزآمیز دارد و به موقعیتهایی اشاره میکند که در آن کار غیرممکن یا سختی با ترفند انجام شده است. این اصطلاح بیشتر جنبه کنایهای دارد و نباید معنای ظاهری آن به صورت واقعی در نظر گرفته شود. در مجموع، «خرس به رقص درآوردن» به معنای واداشتن فردی سختگیر یا مقاوم به انجام کارهای غیرمنتظره یا مضحک با استفاده از ترفند و مهارت است.
خرس به رقص در
لغت نامه دهخدا
خرس به رقص درآوردن. [ خ ِ ب ِ رَ دَ وَ دَ ] ( مص مرکب ) خرس را برقص واداشتن. کنایه از واداشتن کسی به اَعمال مضحک.