خرابی کردن

لغت نامه دهخدا

خرابی کردن. [ خ َ ک َ دَ ] ( مص مرکب ) ویرانی کردن. ( یادداشت بخط مؤلف ):
خرابی کند مرد شمشیرزن
نه چندانکه آه دل پیرزن.سعدی ( بوستان ). || بی تابی کردن. ناشکیب بودن:
دل خرابی میکند دلدار را آگه کنید
زینهار ای دوستان جان من و جان شما.حافظ. || کثافت کردن. آلودن. نجس کردن شلوار یا بستر یا جز آن. ریدن.
- امثال:
اجل سگ را می رسد، چون بمسجد می رود خرابی می کند.

فرهنگ فارسی

ویرانی کردن یا بی تابی کردن

جمله سازی با خرابی کردن

جملات نمونه از منابع مختلف جمع آوری شده است، اگر صحیح نیست یا توهین آمیز است، لطفا گزارش دهید.

💡 دندان‌قروچه نه تنها باعث خرابی و از دست دادن دندان‌ها می‌شود، بلکه باعث کاهش شنوایی، مشکلات فک صورت و مفاصل و عضلات آن و حتی می‌تواند باعث تغییر شکل ظاهری صورت شود. بیمار اگر دچار درد اطراف گوش، گیجی یا صدای زنگ در گوش می‌شود یا اگر دچار درد یا تق‌تق کردن در فک می‌باشد و یا اگر در شب دندان قروچه می‌کند باید به دندانپزشک خود مراجعه کند.

💡 معایب: بیشتر به دلیل خرابی به دلیل قطعات متحرک، تمیز کردن مورد نیاز، احتمالاً باقیمانده مایع تمیز کننده، مایع تمیز کننده استفاده شده ضایعات یا حتی مواد زائد خطرناک است، جایگزینی یا تمیز کردن گران محفظه در صورت لکه دار شدن به دلیل رزین سخت شده در محفظه اختلاط.

سود یعنی چه؟
سود یعنی چه؟
کپه اقلی یعنی چه؟
کپه اقلی یعنی چه؟
فال امروز
فال امروز