خر زوری

لغت نامه دهخدا

خرزوری.[ خ َ ] ( حامص مرکب ) پرقدرتی. زورمندی. بسیارزوری.

فرهنگ فارسی

پر قدرتی زورمندی

جمله سازی با خر زوری

جملات نمونه از منابع مختلف جمع آوری شده است، اگر صحیح نیست یا توهین آمیز است، لطفا گزارش دهید.

💡 استپان زوریان از بنیان‌گذاران فدراسیون انقلابی ارمنی در انقلاب مشروطه ایران نقش بسزایی ایفا کرد.

💡 او با انقلابیون برجسته ارمنی همچون سرکیس گوگونیان،کریستاپور میکائلیان و استپان زوریان رابطه‌های دوستی داشت.

💡 گفت زوری نیست بر کس بوسهٔ من طرح نیست هر کرا دل می‌دهد می‌آید و جان می‌دهد

💡 می کشد از خانه ما را جذبه طفلان برون از جنون زوری به خود ما چون کمان نسپرده ایم

💡 هرگز از من چون کمان بر دست کس زوری نرفت این کشاکش در رگ جانم چه کار افتاده است؟

💡 پس از جنگ جهانی دوم، سربازان غربی از ژاپن، پاپوش زوری آوردند و دمپایی لاانگشتی امروزی برگرفته از آن هست.

هورنی یعنی چه؟
هورنی یعنی چه؟
هیت یعنی چه؟
هیت یعنی چه؟
فال امروز
فال امروز