لغت نامه دهخدا
خایه گر. [ ی َ / ی ِگ َ ] ( ص مرکب ) بسیار خایه کننده. بَیوض. ( زمخشری ).
خایه گر. [ ی َ / ی ِگ َ ] ( ص مرکب ) بسیار خایه کننده. بَیوض. ( زمخشری ).
بسیار خایه کننده بیوض
جملات نمونه از منابع مختلف جمع آوری شده است، اگر صحیح نیست یا توهین آمیز است، لطفا گزارش دهید.
💡 در پشت خاک خایه زرین مجوی از آنک مرغ مسیح سیر شد از آشیان خاک
💡 به خانه شد و خایه ببرید پست برو داغ و دارو نهاد و ببست
💡 ز دائره که تواند نمود پیش و زپس زمرغ و خایه نیاید سخن مگرکه نزار.
💡 باقیان، زیر آسمان هستند همچو در زیر ماکیان خایه
💡 زمانه دگرگونه آیین نهاد شد آن مرغ کاو خایه زرین نهاد