لغت نامه دهخدا
خاکه سرب. [ ک َ / ک ِ س ُ ] ( ترکیب اضافی، اِ مرکب ) چیزی است مثل خاک، که از کان سرب بدست می آید و نهایت بدبو باشد. ( آنندراج ):
«خاکه کان مومیائی و سرب ». اشرف ( از آنندراج ).
خاکه سرب. [ ک َ / ک ِ س ُ ] ( ترکیب اضافی، اِ مرکب ) چیزی است مثل خاک، که از کان سرب بدست می آید و نهایت بدبو باشد. ( آنندراج ):
«خاکه کان مومیائی و سرب ». اشرف ( از آنندراج ).
چیزی است مثل خاک که از کان سرب بدست می آید و نهایت بدبو باشد.
جملات نمونه از منابع مختلف جمع آوری شده است، اگر صحیح نیست یا توهین آمیز است، لطفا گزارش دهید.
💡 خاک ماه تقریباً یکرنگ و در همهجا خاکستریرنگ است و با گرد و غباری پوشیده شده که اصطلاحاً خاکهسنگ نامیده میشود. ماه در زمین خود صفحات زمینساختی ندارد و از آنجا که در کره زمین کوهها در نتیجه فشرده شدن این صفحات به هم پدید میآیند در ماه پدیده کوهزایی منشأ زیرسطحی ندارد و تنها بر اثر برخورد شهابها است که ماه دارای پستی و بلندیهایی شده است. ماه مثل زمین روز و شب دارد. روز ماه آن قدر گرم است که میتواند سرب را ذوب کند. پدیدهُ تفاوت مفرط دمای شب با روز (°۱۵۳-) و (°۱۲۳+) درجه سلسیوس نتیجهُ دیگری از نبودن جو در ماه است.