خان جان خان

لغت نامه دهخدا

خان جان خان. ( اِخ ) دهی است از دهستان ده پیر بخش حومه شهرستان خرم آباد. واقع در 10 هزارگزی شمال خاوری خرم آباد و شش هزارگزی شمال شوسه خرم آباد به کرمانشاه. ناحیه ای است واقع در جلگه و معتدل و مالاریایی. دارای 720 تن سکنه که شیعی مذهب و لری و لکی و فارسی زبانند. این ده ازچشمه سار مشروب میشود. و محصولاتش غلات، صیفی، لبنیات میباشد. اهالی آنجا بکشاورزی و گله داری گذران میکنند. صنایع دستی زنان فرش و سیاه چادربافی است. راه اتومبیل رو است و ساکنین از طایفه بیرالوند بوده و به ییلاق و قشلاق میروند. ( از فرهنگ جغرافیایی ایران ج 6 ).

فرهنگ فارسی

دهی است از دهستان ده پیر بخش حومه شهرستان خرم آباد.

جمله سازی با خان جان خان

جملات نمونه از منابع مختلف جمع آوری شده است، اگر صحیح نیست یا توهین آمیز است، لطفا گزارش دهید.

💡 زانو کنم رصدگه و در بیع خان جان صد کاروان درد معین درآورم

شهرت یعنی چه؟
شهرت یعنی چه؟
میسترس یعنی چه؟
میسترس یعنی چه؟
فال امروز
فال امروز