خاطر کردن
مترادفها
به یاد آوردن، یادآوری کردن
متضادها
فراموش کردن
لغت نامه دهخدا
خاطر کردن. [ طِ ک َ دَ ] ( مص مرکب ) صلح کردن. آشتی کردن. راضی کردن. ( ناظم الاطباء ).
فرهنگ فارسی
صلح کردن آشتی کردن
جمله سازی با خاطر کردن
جملات نمونه از منابع مختلف جمع آوری شده است، اگر صحیح نیست یا توهین آمیز است، لطفا گزارش دهید.
💡 توانم چاره یی کردن دمی با خود برآوردن اگر جمعیّتِ خاطر مرتّب دارد اسبابم
💡 احمد سمیعی (گیلانی)، ادیب، مترجم و ویراستار پرآوازه، به مدت ده سال از ۱۳۲۳ تا ۱۳۳۳ خورشیدی، در حزب تودۀ ایران فعالیت سیاسی کرده است. سمیعی که از دهۀ چهارم زندگیاش فقط به فعالیت فرهنگی پرداخته بود، همواره از بازگو کردن جزئیات خاطرات سیاسیاش پرهیز داشت. روزنامۀ اعتماد، بهمنماه ۱۳۹۸، با او گفتوگویی انجام داد و گفتوگوکننده کوشید سکوت سمیعی را بشکند و تجارب سیاسی او را مکتوب کند؛ اما:
💡 جان پیلگر پیلجر در طول دوران کاری خود از بسیاری از کشورهای بحرانزده دنیا گزارش و مستند تهیه کرد و با بسیاری از چهرهها و رهبران سرشناس دنیا پای میز مصاحبه نشست. نخستین توجه بینالمللی به او به خاطر گزارش درباره نسلکشی کامبوج بود. او نقش اساسی در برملا کردن جنایتهای خمرهای سرخ در کامبوج داشت.