خاصه کردن

لغت نامه دهخدا

خاصه کردن. [خاص ْ ص َ / ص ِ ک َ دَ ] ( مص مرکب ) مخصوص کردن. اختصاص دادن. امری را مختص به امر دیگری کردن. خاص کردن.

فرهنگ فارسی

مخصوص کردن اختصاص دادن

جمله سازی با خاصه کردن

جملات نمونه از منابع مختلف جمع آوری شده است، اگر صحیح نیست یا توهین آمیز است، لطفا گزارش دهید.

💡 خوش است نالهٔ شب گیر خاصه در غم عشق و گر نه در دل خارا اثر توان کردن

💡 بدان ای پسر که چون به گرمابه روی بر سیری مرو، که زیان دارد و در گرمابه نیز به جماع کردن مشغول مباش البته، خاصه در گرمابهٔ گرم.

💡 از دیگر ترفندهای کاکس برای ملی جلوه دادن حکومت انگلیس بر عراق وارد کردن شماری از مردم عراق ـ خاصه شیعیان ـ در پستهای حکومتی بود. اما او در این زمینه موفق نشد. زیرا در همان هنگام خالصی فتوایی علیه اقدام وی بدین مضمون صادر کرد:

بیشه یعنی چه؟
بیشه یعنی چه؟
چوخ یعنی چه؟
چوخ یعنی چه؟
فال امروز
فال امروز