لغت نامه دهخدا
خارج خوان. [ رِ خوا / خا ] ( نف مرکب ) اصطلاح موسیقیان است و بر کسی اطلاق میشود که خارج از دستگاه آواز خواند. رجوع به خارج خوانی شود. || مقابل سطح خوان. رجوع به خارجی خوانی شود.
خارج خوان. [ رِ خوا / خا ] ( نف مرکب ) اصطلاح موسیقیان است و بر کسی اطلاق میشود که خارج از دستگاه آواز خواند. رجوع به خارج خوانی شود. || مقابل سطح خوان. رجوع به خارجی خوانی شود.
مقابل سطح خوان
💡 و باید که قوال اگر خوش خواند نگوید که خوش میخوانی و اگر ناخوش و ناموزون گوید و طبع را خارج کند نگوید بهتر خوان و به دل بر وی خصومت نکند و وی را اندر میانه نبیند. حوالهٔ آن به حق کند و راست شنود.
💡 مکن از خوان وصلت منع سایل که خارج باشد از قانون توجیه