خارج اهنگی
مترادفها
ناهماهنگ، ناهمخوان، بیریتم
متضادها
کوک بودن، موزون بودن، هماهنگ بودن
لغت نامه دهخدا
( خارج آهنگی ) خارج آهنگی. [ رِ هََ ] ( حامص مرکب ) حالت و کیفیت خارج آهنگ. بیرون شدن نغمه از پرده و از بحر و قواعد خود. ( غیاث اللغة ). بنابر رأی و نظر صاحب فرهنگ آنندراج اصطلاح موسیقیان خارج آهنگ است نه خارج آهنگی:
نوای جهان خارج آهنگی است
خلل در بریشم نه در چنگی است.نظامی ( از آنندراج ).
فرهنگ فارسی
( خارج آهنگی ) حالت و کیفیت خارج آهنگ.
جمله سازی با خارج اهنگی
جملات نمونه از منابع مختلف جمع آوری شده است، اگر صحیح نیست یا توهین آمیز است، لطفا گزارش دهید.
💡 خارج آهنگی ندارد سبحه و زنار ما میدود مرکز همان سر بر خط پرگار ما