خار دراز
مترادفها
تیغ بلند
لغت نامه دهخدا
خار دراز. [رِ دِ] ( ترکیب وصفی، اِ مرکب ) خاری که بزرگ است و دراز. اَسَل. ( منتهی الارب ) ( آنندراج ). رجوع به کلمه اسل شود.
فرهنگ فارسی
خاریکه بزرگ است و دراز اسل
جمله سازی با خار دراز
جملات نمونه از منابع مختلف جمع آوری شده است، اگر صحیح نیست یا توهین آمیز است، لطفا گزارش دهید. گزارش محتوای نامناسب
💡 کی حد ماست دست درازی به شاخ گل مارا بس است خاری اگر از چمن رسد
💡 در میان بوتههای گل رز، یک خار دراز وجود داشت که اگر کسی بیاحتیاط از کنار آن میگذشت، ممکن بود آسیب ببیند.
💡 نویسنده در کتاب جدید خود از استعاره خار دراز برای توصیف سختیها و موانع دشواری که انسان در مسیر زندگی با آنها روبرو میشود، استفاده کرد.
💡 باد شدید باعث شد که شاخه درخت که دارای یک خار دراز بود، به سمت پنجره خانه حرکت کرده و به آن برخورد کند.