خار خاشاک
مترادفها
خار و خاشاک
لغت نامه دهخدا
خارخاشاک. ( اِ مرکب ) خار و خاشاک: برای او از تلو و خارخاشاک تاج بافتند. ( ترجمه دیاتسارون ص 350 ).
فرهنگ فارسی
خار و خاشاک برای او از تلو و خار خاشاک تاج بافتند.
جمله سازی با خار خاشاک
جملات نمونه از منابع مختلف جمع آوری شده است، اگر صحیح نیست یا توهین آمیز است، لطفا گزارش دهید.
💡 چنان زار و ضعیفم در هوای سرو بالایی که همچون خار و خاشاک از دم باد سحر غلتم