خائن طبع
مترادفها
بدطینت، فریبکار، بیوفا، بدذات
متضادها
وفادار، مخلص، امین
لغت نامه دهخدا
خائن طبع. [ءِ طَ ] ( ص مرکب ) خیانت پیشه. خیانتکار:
آب نرم است ولی خائن طبع
ساده رنگ است ولی پیچ و خم است.خاقانی.
فرهنگ فارسی
خیانت پیشه خیانتکار
جمله سازی با خائن طبع
جملات نمونه از منابع مختلف جمع آوری شده است، اگر صحیح نیست یا توهین آمیز است، لطفا گزارش دهید. گزارش محتوای نامناسب
💡 زمانی بر مردم خواهد آمد که در آن ارج نیابد مگر فرد بیعرضه و بیحاصل، و خوش طبع و زیرک دانسته نشود مگر فاجر، مورد اعتماد قرار نگیرد مگر خائن، و به خیانت نسبت داده نشود مگر فرد درستکار و امین. در چنین روزگاری بیتالمال را بهرهٔ شخصی خود گیرند و از قرآن جز نشان نماند و از اسلام جز نام
💡 مناعت طبع و بلند نظرى او با طمطراق و غرور عجيبى به سوى قصر خود مى رفت و به خاطر قدرت و تسلط خودبر مردم، در ميان انواع خوشگذرانى ها سرمست و بى خبر بود و گروهى غافل و خائن دور او را گرفته بودند و نان جان نثارى و خاكسپارى او را مى خوردند، باكمال تجليل و شكوه سر و صدا مى رفت تا در قصر خود در آغوش كنيزان خوش سيما بيارمد، و از پرده دل براى بيچارگى مردم قاه قاه بخندد!
💡 او دریافت که آن فرد بسیار خائن طبع است و هرگز نباید در مورد مسائل حساس و امنیتی، به او اعتماد کامل و همیشگی کرد.
💡 در ادبیات داستانی، شخصیتهای خائن طبع معمولاً در لحظات بحرانی برای رسیدن به منافع شخصی خود، دوستان و همراهانشان را به راحتی تنها میگذارند.
💡 برخی معتقدند که فردی که خائن طبع است، حتی با تظاهر به صداقت نیز نمیتواند در طولانیمدت اعتماد اطرافیان خود را به طور واقعی جلب کند.